درباره‌‌ی قصه‌هاي شاهنامه (جلد 1 تا 3)

هياهويي مي شنوم و شعله هاي آتش را دورتر مي بينم. مي دوم. سرمايي خشک و گزند چون تيرهايي تيز و برنده از روبه رو بر چهره ام مي بارد. مي ايستم. به دست هايم نگاه مي کنم، خوني سرخ از ترک هاي انگشتانم بيرون مي زند. دست هاي يخ زده ام را درهم مي فشارم و...

آخرین محصولات مشاهده شده