درباره‌‌ی نامه‌هاي وايت چپل

به محض پياده شدن از کالسکه، متوجه مي‌شويد که در ايستگاه اشتباهي پياده شده‌ايد. چند دقيقه پيش درمرکزِ شيک و مدرنِ شهر بوديد، اما حالا دور تا دورتان کوچه‌هاي شلوغ و متعفن است. دست فروش‌ها، فروشندگاني که فرياد مي‌زنند و کودکان کثيف و ژنده پوشي که در ميان جمعيت مي‌دوند و کُت شما را مي‌کشند و براي پول التماس مي‌کنند... تمام آنچه که مي‌بينيد فقر و شرايطي ملالت‌آور است. برخي از مردم به اين محله"جهنم" مي‌گويند. برخي ديگر – که خيلي خوش‌شانس نيستند – اينجا را خانه مي‌نامند. اينجا، در ازاي يک پني يا کمتر، مي‌توانيد آکروبات‌هاي خياباني و نمايش‌هاي عجيب و غريب تماشا کنيد، يا اينکه در يکي از ميخانه‌ها مست کنيد. در هر گوشه ازخيابان، زنان روسپي حضور دارند و تن فروشي امري رايج است. آنها را بخت برگشته مي‌نامند، نامي بهتر از اين هم نمي‌شد برايشان انتخاب کرد. به وايت چَپِل خوش آمديد. به جولانگاهِ جَکِ سَلاخ خوش آمديد.

آخرین محصولات مشاهده شده