دربارهی برفهاي كليمانجارو
حالا به مرگ اهميت نميداد. هميشه از درد هراس داشت. او هم به اندازهي هر کس ديگري طاقت درد را داشت، اما وقتي طولاني ميشد کم ميآورد، ولي حالا با چيزي درگير بود که سخت هراسانگيز مينمود و درست همان لحظه که حس کرد از پا در آمده، دردش تمام شده بود.
| كد كالا | 30283 |
| قطع كتاب | جيبي |
| ابعاد كتاب | 17 × 12 |
| تاريخ چاپ اول | 1390 |
| زبانها | فارسي |
| انتشارات | افق |
| نويسنده | ارنست همينگوي |
| مترجم | اسدالله امرايي |
| تعداد صفحات | 58 |
| نوع جلد | شوميز |
تاكنون نظري ثبت نشده است.