دربارهی خنده در تاريكي
روزي روزگاري در برلين، آلمان، مردي زندگي مي کرد به نام آلبينوس. آلبينوس، ثروتمند، محترم و خوشبخت بود. يک روز به خاطر يک معشوقه ي جوان، زنش را رها کرد؛ عاشق شد، او عاشقش نشد؛ و زندگي اش ختم به فاجعه گرديد. همه ي داستان همين است و اگر فايده و لذتي در گفتن آن وجود نداشت، بايد همين جا رهايش مي کرديم؛ روي يک سنگ قبر، که با خزه پوشانده شده، جاي زيادي براي ذکر خلاصه ي زندگي يک مرد هست، اما جزئيات، هميشه خواهان دارد.
| كد كالا | 3252 |
| تاريخ چاپ اول | 1395 |
| قطع كتاب | رقعي |
| زبانها | فارسي |
| انتشارات | مرواريد |
| ابعاد كتاب | 21 × 14 |
| نويسنده | ولادمير نابوكوف |
| مترجم | اميد نيك فرجام |
| تعداد صفحات | 257 |
| نوع جلد | شوميز |
تاكنون نظري ثبت نشده است.