درباره‌‌ی مسخ

چه شغلي، چه شغلي انتخاب کرده ام! هر روز در مسافرت! دردسرهايي که بدتر از معاشرت با پدر و مادرم است! بدتر از همه اين زجر مسافرت، يعني عوض کردن ترن ها، سوار شدن به ترن هاي فرعي که ممکن است از دست برود، خوراکي هاي بدي که بايد وقت و بي وقت خورد! هر لحظه ديدن قيافه هاي تازه ي مردمي که انسان ديگر نخواهد ديد و محال است که با آن ها طرح دوستي بريزد! کاش اين سوراخي که تويش کار مي کنم به درک مي رفت!

آخرین محصولات مشاهده شده